تبليغاتX
دبيرستان و مرکز پیش دانشگاهی نمونه فرهنگ

دبيرستان و مرکز پیش دانشگاهی نمونه فرهنگ

یکی از سه دبیرستان نمونه ی فرهنگ در تهران

بیاییم خود بهتر بشناسیم و سپس به بازسازی روحی بپردازیم

1) حداقل 5 نفردر این دنیا تورا دوست دارند،آنقدرکه حاضرند برای تو بمیرند.
2) حداقل 15نفر دراین دنیا ترا به دلایلی دوست دارند.
3) تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که میخواهد مثل تو باشد.
4) یک لبخند تو میتواند برای هرکسی خوشبختی بیاورد حتی اگراوازتو خوشش نیاید.
5) هرشب کسی با فکرتو به خواب میرود.
6) توبرای یک نفر یک دنیایی.
7) بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.
8) تو فردی بخصوص وبی همتایی اما به روش خودت.
9) کسی که توحتی از وجودش بی خبری ترا دوست دارد.
10) وقتی احساس میکنی دنیا به تو پشت کرده،نگاهی بینداز،بیشتربه مانند این است که
تو به دنیا پشت کرده ای.
11) وقتی فکر میکنی شانس نداری به آنچه که میخواهی برسی به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.
12) همیشه شکایاتی را که به تو میشود را به یاد داشته باش وکلمات زشت آنرا فراموش کن.
13) همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن باخبر میشوند.
14) اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی را برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.
15)  توباید دوست فوق العاده ای باشی چرا که این مطا لب را میخوانی

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 11:55  توسط آرمین  | 

معلم روستا

این داستان در باره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است . بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود . او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد . اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است . او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده

است . پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه که دختر اهل جنوب است و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است . روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود . آب را نوشید . سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است .. اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است . زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده

بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد . پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ، دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت . روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد . در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟ پسر سری تکان داد و با لکنت زبان

جواب داد : بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است و این دوا برای کاهش درد شما مناست است . از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد . روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید : تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟ دختر لبخندی زد و گفت : این شیرین ترین دارو جهان است

این داستان در باره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است . بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود . او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد . اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است . او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده

است . پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه که دختر اهل جنوب است و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است . روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود . آب را نوشید . سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است .. اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است . زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده

بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد . پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ، دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت . روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد . در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟ پسر سری تکان داد و با لکنت زبان

جواب داد : بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است و این دوا برای کاهش درد شما مناست است . از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد . روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید : تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟ دختر لبخندی زد و گفت : این شیرین ترین دارو جهان است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 14:5  توسط آرمین  | 

 

نکته ی پایانی :          

روش تست زنی  TB یا 3 برادر:

 

 به مثال زیر توجه کنید:

بیت "دانست که دل، اسیر دارد      دردی نه دوا پذیر دارد"  با کدام گزین ارتبط معنایی دارد:

1- خوشت درد که باشد امید درمانش     دراز نیست بیابان که هست پایانش

2- ضایع مساز رنج و دوای خویش ای طبیب      هیچ دوا نیاورد به استقامتش

3-  داروی دل نمی کنم کان مریض عشق شد       دردی است درد من که مداوا نمی شود

4- فکر بهبود خدای ای دل زدری دیگر کن          درد عاشق نشود به مدائای حکیم

 

 صورت سوال منفی است، از تکنیک tb کمک می گیریم. یعنی 3 گزینه مثل هم هستند.گزینه 1 می گوید:" درد درمان می شود" ولی در گزینه(2،3،4) می گوید "درد درمان نمی شود" پس گزینه 1 جواب است.

 

پس اگر متن سوال را هم خوب نفهمیده بودید اگر گزینه ها را خوب خوانده بودید می توانستید به جواب صحیح برسید. بنابراین بایستی تمتم گزینه ها را مطالعه نمایید تا گزینه ای را که جواب مثبت را به طور کامل تر بیان می کند انتخاب نماییم.

------------------------------------------------------------------------------------------

و حرف پایانی:

1-  برای داشتن لب های جذاب کلام محبت آمیز به زبان آورید.

2-  برای داشتن چشمان زیبا به زیبایی های مردم و خوبی آنها توجه کنید.

3-  به خاطر داشته باشید هر گاه به دست یاری نیاز داشتید  همیشه یکی در انتهای راه دستش را به سویت دراز کرده.همین طور که بزرگتر می شوید متوجه می شوید که 2 دست دارید یکی برای کمک به خودتان و دیگری برای یاری دیگران.

 

مراقب خوبی های خود باشید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 19:39  توسط رضا  | 

 

از سلام ------------  تا ---------------  خداحافظ

 

 

         سلام به همه ی وبلاگ دوستها،نویسنده ها، پیوندهای وبلاگمون، و همه بازدید کننده ها و .... .

 

 امیدوارم تو این یکسال و نیمی که بودم و براتون می نوشتم از مطلبهام استفاده کرده باشید، و اگر تو نوشته هایی که بود به کسی توهین شد تو همین  جا به من بگه تا من از اون شخص معذرت خواهی کنم.

 

   از شما یه خواهش دارم و اون اینه که نظرتون رو درباره ی این مدتی که من تو این وبلاگ بودم برام بنویسید یا تو یاهو برام PM  بفرستید. ( اگه خواستید بپرسید)

کار من تو اینترنت هنوز تموم نشده و به امید خدا قصد تاسیس یه وبلاگ دیگه رو تا حدود یک هفته دیگه  با چندتا از دوستهای دیگه داریم.

 امیدوارم توی این مدت کوتاهی که زود گذشت تونسته باشم به وبلاگ فرهنگ کمکم کنم.

به زودی ...

 

 

دوستدار شما، رضا کاظم زاده.   2۶/06/1387

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 19:17  توسط رضا  | 

کلاس آموزشی برای آقایان !!

 

اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخش از مغز ، که از وجودش بی خبرند !!!

واحد اول: دروس پایه ای
چطور بدون مادرمان زندگی کنیم ! (۲۰۰ ساعت)
همسرم مادرم نیست! (۳۵ ساعت)
درک این که فوتبال چیزی جز ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست !!! (۵۰۰ ساعت)

واحد دوم : زندگی زناشویی
بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد! (۵۰ ساعت)
غلبه بر سندروم "کنترل تلویزیون همیشه باید دست من باشه" !!! (۵۵ ساعت)
درک این مساله ساده که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند! (۸۰ ساعت)
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم! (۵۰ ساعت)
چطور بدون اینکه ناله کنیم از مرض مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم !!! (۵۰ ساعت)

واحد سوم : اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم !
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم !
چطور یک بلوز را در کم تر از ۲ ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم !

واحد چهارم : آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Off = خاموش !!!
On = روشن !!!


مرحله دوم پيشرفته

اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه !!!
کلاس عملی : عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی !!!


بعد از قبولی در مرحله اول ، مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز میشود :
توضیح : نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر ۸ شاگرد پذیرفته می شوند !!!
اولین مبحث: البسه؛ از لباسشویی تا کمد (یک مرحله مرموز) !
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال !
سومین مبحث: آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند !!!
چهارمین مبحث: کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود !!!
پنجمین مبحث : وقتی مردی رانندگی می کند، می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه
بی عرضه به نظر برسد!
ششمین مبحث: تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک!!
هفتمین مبحث (مردی در صندلی کنار راننده): آیا واقعا ممکن است وقتی خانم رانندگی
می کند یا مشغول پارک کردن است ؛ دائما دستور العمل صادر نکنیم و غر نزنیم ؟!!a

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 15:11  توسط آرمین  | 

 

FROGS
قورباغه ها

  
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who

arranged a running competition.


روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند.

 

The goal was to reach the top of a very high tower.  

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.

 

A big crowd had gathered around the tower to see the

race and cheer on the contestants....


جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

The race began....

و مسابقه شروع شد....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny

frogs would reach the top of the tower.  


راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند.

 

You heard statements such as:

  
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید: 

"Oh, WAY too difficult!!"  


"اوه,عجب کار مشکلی!!" 

"They will NEVER make it to the top."

 
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."

or: 

 
یا:

"Not a chance that they will succeed. The tower is too high!"

  
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"

 

The tiny frogs began collapsing. One by one....  


قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher.... 


بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند... 


The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one will make it!"  


جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!" 

More tiny frogs got tired and gave up....  


و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

 

But ONE continued higher and higher and higher....

 
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر.... 


This one wouldn't give up!  


این یکی نمی خواست منصرف بشه!

 

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,

was the only one who reached the top!  


بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!  


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?


بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟

 

A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?  


اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ 


It turned out....  


و مشخص شد که... 


That the winner was DEAF!!!!  


برنده ی مسابقه کر بوده!!! 

The wisdom of this story is:  
Never listen to other people's tendencies to be negative or

pessimistic....   because they take your most wonderful

dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!  
Always think of the power words have.  
Because everything you hear and read will affect your actions!

 
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که: 
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که

از ته دلتون آرزوشون رو دارید! 
هیشه به قدرت کلمات فکر کنید. 
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره 


Therefore:  


پس: 


ALWAYS be....

  
همیشه....  


POSITIVE!  


مثبت فکر کنید! 


And above all:

 
وبالاتر از اون

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!  


کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید! 


Always think:

  
و هیشه باور داشته باشید: 


God and I can do this!  


من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم 



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 2:21  توسط رضا  | 

اگه المپیک تو ایران بود!

 

طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است.
 
نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 45 هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.
 
در پی حضور بوش در مراسم افتتاحیه! ورزشکاران کمپ ایرانی برای اعلام انزجار خود کفن پوشان وارد ورزشگاه شده و در حین عبور شعار مرگ بر امریکا سر دادند. در همین راستا مردم ایران نیز تظاهراتی در گوشه کنار کشور برگزار کردند.
 
به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.
 
در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند.
 
در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود.
 
در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند.
 
به علت سهمیه بندی بنزین مسابقات اتوموبیل سواری و موتور سواری برگزار نشد.
 
در مسابقه دو میدانی در 100 متر به علت چاله چوله بودن سیر از 10 نفر شرکت کننده یك نفر توانست خود را به 5 متری خط پایان برساند!
 
مسابقات کشتی با گرمکن ورزشی برگزار میشود.

 

در مسابقات اسب سواری ، شرکت کنده ایران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شرکت کرد که در پی این اقدام کمیته المپیک این شرکت کنند را به خاطر دوپینگ از مسابقات محروم کرد.
 
پس از برگزاری مسابقات قایقرانی در یکی از رودخانه های رشت بنام گوهر رود تا اکنون 150 نفر از شرکت کنندگان به بیماریهای ناشناخته و اسهال شدید مبتلا شدند. توضیح اینکه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود میریزد و این رودخانه نیز به نوبه به دریا میریزد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 13:14  توسط آرمین  | 

5 تا بازیگر زن که دوست دارم:

1.گلشیفته فراهانی.

2.شهره لرستانی.

3.ماهایا پطروسیان.

4.مهراوه شریفی نیا.

5.باران کوثری.

5 تا بازیگر مرد که دوست دارم:

1.احمد پور مخبر.

2.پوریا پور سرخ.

3.حامد کمیلی.

4.اتیلا پسیانی.

5.سیاوش خیرابی.

5 تا فیلم مورد علاقه ی من:

۱.اخراجی ها

2.همیشه پای یک زن در میان است.

3. مارمولک

4.مرد عوضی

5.رویای خیس.

 

بازی 2.

سوغاتی هایی که دوست دارم:

همه چیز.

جاذبه های گردشگری که دوست دارم:

1.اتشکده ی زرتشتیان.

2.غار علیصدر.

3.مرداب بندر انزلی.

4.تنگه واشی.

غذای مروف شهرمون:

نون پنیر!!!!!!

بازی 3.

5 تا شغلی که دوست دارم:

1.مرده شور خونه.

2. وکیل.

3.ولگرد.

4.اهنگ ساز.

۵.مهندس عمران.

5 تا شغلی که ازش بدم میاد:

هیچی.

بازی 4.

5 تا خوانند یا گروهی که خیلی دوست دارم:

1.علی عبدالمالکی.

2.دیجی سروش اس جی ترک.

3.همایون.

4.ساسی مانکن.

۲.آرمین

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 15:39  توسط آرمین  | 

 

شهر هنر با مدییت جدید دوباره راه اندازی شد

 

این وبلاگ بازهم در مورد فرهنگ و هنر می باشد. ولی با این فرق که قبلا فقط موسیقی بود ولی الان بیشتر در مورد شعر و ادب و خیلی چیزهای فرهنگی هنری می باشد.

حتما سر بزنید از دست نره هاااااااااااااااااا

http://artcity.iranblog.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 14:29  توسط رضا  | 

نحوه آزاد شدن انرژی زلزله

ممکن است یک زلزله به همراه خود پیش لرزه و پس لرزه‌هایی داشته باشد، که این دو قبل و بعد از زلزله اصلی ممکن است وقوع یابند، به عبارتی دیگر این موضوع به نحوه آزاد شدن انرژی زلزله بستگی دارد. بطوری که انرژی زلزله بصورتهای زیر آزاد می‌گردند:                                                                                       

پیش لرزه

گاهی اوقات از بروز زلزله اصلی ، یکسری زلزله‌هایی با بزرگی کمتر از زلزله اصلی به وقوع می‌پیوندند که معمولا فراوانی آنها با نزدیک شدن به زمان وقوع لرزش اصلی ، افزایش می‌یابد.

لرزش اصلی

همان زلزله اصلی بوده که بواسطه آن اکثر انرژی ذخیره شده در سنگها یکباره آزاد می‌گردد و چنانچه داده‌های مربوط به یک زلزله بزرگ غیر دستگاهی باشد مهلرزه نامیده می‌شود.

پس لرزه

زلزله‌های خفیف تری که غالبا پس از لرزش اصلی ، از حوالی کانون زلزله اصلی منشأ می‌گیرند، را پس لرزه می‌گویند. پس لرزه‌ها می‌توانند حتی تا سالها پس از وقوع زلزله‌های اصلی نیز به طول انجامد.

دسته لرزه

مجموعه‌ای از تعداد زیادی زلزله که در یک منطقه محدود در مقطع زمانی در حد هفته تا چند ماه به وقوع می‌پیوندد. دسته لرزه‌ها غالبا در نواحی آتشفشانی دیده می‌شوند.

ریز لرزه

زلزله‌های ضعیفی هستند که بزرگی آنها 3 ریشتر و یا کمتر از 3 بوده و غالبا افزایش ناگهانی و نامنظم آنها نشانه قریب الوقوع بودن مهلرزه یا زلزله اصلی می‌باشند.

 

 

گسل

گسل‌ها عبارت از شکستگی‌هایی هستند که در آنها ، سنگهای طرفین صفر شکستگی ، به موازات این صفحه لغزش پیدا می‌کنند و به کمک همین مشخصه ، می‌توان آنها را از درزه‌ها تشخیص داد. لغزش گسل‌ها در انواع مختلف متفاوت است. از چند میلیمتر تا چندین کیلومتر تغییر می‌کند.در بعضی موارد ، یک گسله به صورت مجزا دیده می‌شود ولی در پاره‌ای حالات ، چندین گسله موازی و نزدیک به هم دیده می‌شوند که به نام منطقه گسله نامیده می‌شوند. گاهی نیز بدون این که یک شکستگی مشخص در سنگها دیده ‌شود، سنگها نسبت به هم تغییر مکان می‌یابند که منطقه بین آنها ، به نام منطقه برش موسوم است.

 

مشخصه‌های گسله‌ها

مهمترین مشخصه‌های گسله‌ها به شرح زیر است:

امتداد گسل :

از آنجا که در بسیاری حالات ، صفحه گسل یک سطح مستوی و یا حداقل در منطقه مورد مطالعه ، به حالت مستوی است، لذا شیب و امتداد صفحه گسل را همانند شیب و امتداد طبقات اندازه گیری می‌نمایند. در حالت کلی ، امتداد گسل ، امتداد یک خط افقی در سطح گسل است، که مقدار آن نسبت به شمال بیان می‌شود.

شیب گسل :
زاویه بین سطح افق و سطح گسل را شیب گسل می‌نامند. در این رابط متمم زاویه شیب به نام هید ( Hade از زاویه بین) تعریف می‌شود.

زاویه ریک یا پیچ:
این زاویه عبارتست از زاویه بین خطی که اثر حرکت گسل را در روی صفحه آن نشان می‌دهد با خط افقی که در صفحه گسل قرار دارد.

زاویه میل :
زاویه بین خط موجود در صفحه گسل با صفحه افقی را زاویه میل نامند.

کمر بالا و کمر پایین ( فرا دیواره و فرودیواره) :
قطعه روی سطح گسل را کمر بالا و قطعه زیر آن را کمر پایین می‌نامند. این اصطلاحات در مورد گسلهای قائم صادق نیست، چون در این حالت بالا و پایین سطح گسل مفهومی ندارد.

 

بحث بعدی در مورد تقسیم بندی گسل می باشد.

برگرفته از تحقیق آقای محسن رضوانیان

 

                    نظر در مورد وبلاگ قراموش نشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 14:23  توسط رضا  | 

سکوتی

خواهم کرد

به بلندی

فریاد

.

.

.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 14:22  توسط رضا  | 

اگر نمی توانی به کسی امید دهی، ناامیدش هم نکن!

 

اگر نفوذ وقدرت کلا م  نداری، حداقل شنونده خوبی باش!

 

اگر شنونده خوبی هستی، راز نگه دار خوبی هم باش!

 

اگر کسی در شرایط روحی بدی به سر می برد، به جای ذکر مصیبت و ناله فغان، سعی کن با ایجاد انگیزه وایده و افکار متفاوت حال و هوای تازه ای به وجود بیاوری!

 

اگر اشتباهی مرتکب شدی، با شهامت بپذیر وعذر خواهی کن. این کار نه تنها موجب سرافکندگی نمی شود بلکه سرافرازی و بزرگ منشی در پی دارد!

 

اگر عذر خواهی تو در مقابل خطایی پذیرفته نشد، بدان زخمی که ایجاد کردی عمیق بوده است، پس به حساب کینه ای بودن طرف نگذار و تمام سعی خود را برای جلب رضایتش بکن!                                 

 

اگر از کسی اشتباهی سر زد اما معذرت خواهی کرد، سخت نگیر وببخش. به این ترتیب نیز خودت سبک و آرام می شوی!

 

اگر خواستی کسی را متهم به کاری بکنی که از آن مطمئن نیستی، به شرمندگی ای که در صورت اثبات خلاف آن حاصل می شود، فکر کن!

 

اگر خواستی در حق خودت و دیگران ادعایی بکنی، از پروردگار صبر بخواه چرا که خداوند با صابران است!

 

اگر کارت پیش نمی رود، به اندازه توان گره از کار کسی باز کن!

 

اگر نمی توانی زخمی را مرهم باشی، نمک هم نباش!

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 12:55  توسط رضا  | 

تو را همان گونه که هستی می پذیرد
*به تو ایمان دارد
*برای سلام گفتن و احوالپرسی به تو تلفن می کند
*هرگزاز تو مایوس نمی شود
*از خطاهایت چشم می پوشد
*بدون قید و شرط می بخشد
*یاری رسان است
*دعوت کننده است
*در مواقع ضروری حاضر است
*در قلب او جا داری
*تو را دوست دارد برای آن چه که هستی
*وجود او حال و هوای تو را تغییر می دهد
*هرگز داوری نمی کند
*حمایت خود را دریغ نمی کند
*ترس ها و نگرانی هایت را تسکین می بخشد
*به تو دل و جرات می دهد
*چیزهای خوبی درباره تو می گوید
*وقتی که نیاز به شنیدن حقیقت دارید آن را برایتان بازگو میکند
*تو را درک می کند
*برایت ارزش قایل است
*در کنار تو حرکت می کند
*آن چه را که متوجه نمی شوی برای تو شرح می دهد
*وقتی گوش نمی دهی بر سرت فریاد می کشد
*و وقتی بیش از حد سخن می گویی تو را به خاموشی دعوت می کند.

قابل توجه..............

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 22:40  توسط آرمین  | 

داستانک:

 

دوستت دارم

خوشحالم که داری می ری! خیلی خوبه که دیگه نمی بینمت! زندگیم بهتر روزای پیش می شه! گواه این حرفام همین خنده ای است که می بینی! خدای من! احتمالا کسی پیاز پوست  می کنه! چرا چمدونت رو زمین می ذاری؟ اصلا فکر نکن از نرفتنت خوشحال شدم!؟

راستی!یه چیزی همه ی ذهنم را به خودش مشغول کرده: چرا هر وقت من احساس می کنم کسی پیاز پوست می کنه، تو می گی: "دوستت دارم!"

 

 

فرشته

چشم دوخته بود به نگاه همیشه مهربان مرد زنگی اش. مثل هر روز با صدایی ظرف، تکرار کرد:

برای آحرین بار می گم : " بیشتر ازاین تلاش نکن، بی فایده است، تو هرگز آدم نمی شی! "

وادامه داد:

" تو هرگز آدم نمی شی، مثل فرشته خوبی ها ... مهربانی ها ... گذشت ها ... فرشته ها هرگز آدم نمی شوند، فرشته دوست داشتنی من!!! "

 

 

پرستو عوض زاده،( مجله موفقیت)

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 20:40  توسط رضا  | 

پدرها ...

 

پدر آزادی جرج واشنگتن امریکایی است.

پدر موسیقی پاگانی نی ایتالیایی است.

پدر شعر هومر یونانی است.

پدر اتومبیل، فورد امریکایی است.

پدر سینما لومیر فرانسوی است.

پدر اختراع مارکونی ایتالیایی است.

پدر قصٌه هانس کریستین دانمارکی است.

پدر نجار دنیس پاپن فرانسوی است.

پدر هوا شناسی هوک است.

مارکونی پدر بی سیم نیز است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 20:36  توسط رضا  | 

نخستین ها ...

 

.نخستین کسی کلیه ی  اشیا را به سه طبقه حیوانات، گیاهان و جامدات تقسیم کرد زکریای رازی بود!

. نخستین کسی که اداره ی آتش نشانی را بنیاد نهاد بنجامین فرانکلین در فلادلفیلا بود!

·نخستین کتابی که به چاپ رسید کتاب انجیل توسط گوتنبرگ بود!

·نخستین زنی که در دانشگاه به مقام استادی رسید ماری کوری لهسانی بود!

·نخستین کسی کسی که شطرنج ساخت حکیم صیٌمه پسر داهیر بود که برای بهرام شاه ساخت!

· نخستین کسی که دوربین ساخت لیبراشی فلاماندی بود!

· نخستین کی که علم طب را بنیان گذاشت بقراط حکیم بود!

· نخستین کسی که سکٌه را با نام زد، عبدالملک بن مروان بود!

· نخستین بنای روی زمین کعبه بود که به وسیله ی حضرت آدم ساخته شد!

· نخستین فیلسوف مسلمان لبویوسف یعقوب بن اسحاق کِندی بود!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 20:21  توسط رضا  | 

یاد گرفتم که :۱. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. ٢. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . ۳. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .۴. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 22:36  توسط آرمین  | 

دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 22:35  توسط آرمین  | 

آیا می دانید که ...

 

1- فندک قبل از کبریت اختراع شد.  

2- تنها غذایی که هرگز فاسد نمی شود، عسل است.

3- استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری های موجود در گوش شما را تا 700 برابر افزایش می دهد.( قابل توجه  کسانی که ازMP3  MP4 Payer زیاد استفاده می کنند )

4- چشمک زدن خانمها،تقریبا دو برابر آقایان است.

5- خوک ها به دلیل فیزیک بدنی خاص شان، نمی توانند آسمان را ببینند.

6- ستاره های دریایی مغز ندارند.

7- هیچ وقت نمی توانید با چشمان باز عطسه کنید.

8- فقط با از دست دادن یک درصد ار آب بدن،احساس تشنگی می کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 17:4  توسط رضا  | 


علل وقوع زلزله

 

در طول تاریخ حیات بشر زلزله های زیادی رخ داده است که همین امر باعث شده تا بشر دلایلی برای چرایی وقوع زلزله ذکر نماید . در دوره های قدیم وباستان که علم ودانش بشری اندک بوده ونسبت به پدیده های مختلف طبیعی جهل داشته و در عین حال بدنبال منشاءآنها هم بوده است و چون علتی را نمی دیده منشاء حواذث طبیعی مثل زلزله را به نیروهای ناشناس غیرطبیعی و ماوراء طبیعی نسبت می دادند . زلزله را خشم خدایان بر بشر یا خشم پلوتون می دانستند. با افزایش علم وبالا رفتن سطح دانش انسان بتدریج بدنبال منشاء و علل حوادث طبیعی در خود طبیعت رفت . ارسطو معتقد بود که در حفره های زیر زمین گازهای وجود دارد ، زمانی که این گازها رها می شوند باعث ایجاد زلزله می شود . البته این نظریه را می توان در زلزله هایی که اطراف آتشفشانها رخ می دهد تا حدودی بکار برد. به استثنای زلزله هایی که اطرف آتشفشانها رخ می دهد زلزله نتیجه عکس العمل ناگهانی وسریع پوسته زمین در مقابل نیروهای شدید، کند ولی مداومی است که در درون زمین تدریجاً از بین می روند، این عکس العمل در ساختمان زمین شناسی موجب ایجاد گسل می شود . بعبارت دیگر سنگهای تشکیل دهنده زمین ، در طول عمر خود ، سخت تحت تاثیر نیروهای مختلف قرار می گیرند و نتیجه اعمال این نیروها ، تولید نیروهای داخلی در آنهاست که شدت آنها بر واحد سطح “ تنش ” خوانده می شود .

 

 

 

 تا زمانی که تنش موثر برسنگ از حد تحمل سنگ تجاوز نکند سنگ پایدار می ماند، هنگامی که تنش موثر برسنگ از حد تحمل تجاوز کند سنگ گسیخته و گسل ایجاد می شود . ضمن ایجاد گسل ارتعاشاتی بوجود می آید که منجر به زلزله می شود. اگر نیروی کند ومداوم که مقدارجابجائی ناشی ازآن بر حسب سانتی متر در سال قابل اندازه گیری باشد،سنگهای سخت ومستحکم را تحت تاثیر قرار دهد، سنگهای مزبور با سرعت چندین متر در هزارم ثانیه شکسته می شوند ، که همان گسل است . جابجائی زمین بر اثر زلزله ممکن است افقی ،قائم ،مایل یا مورب باشدومیزان آن ممکن است ازیک سانتی متر تا بیست مترتغیر کند . پهنای منطقه گسل دهها تا صدها متر بوده وطول آن از یک تا هزارکیلومترمی تواند باشد . اگر چه ایجاد گسل نتیجه زمین لرزه ها است اما اکثر زلزله ها روی گسل های قدیمی متمرکزند. زلزله پدیده انفجاری است که در آن میلیونها گسیختگی کوچک به دنبال هم بکار می افتند ومانند یک انفجار شیمیایی میلیونها واکنش شیمیایی بدنبال هم درآن نقش دارند. رابطه گسلـ زلزله رابطه ای دوطرفه است . وجود گسل های زیاد دریک منطقه موجب بروز زلزله است .زلزله گسل جدیدی را بوجود می آورد ودر نتیجه تعداد شکستها زیادتر شده وبه این ترتیب قابلیت زلزله در این منطقه افزایش می یابد. بنابراین می توان نتیجه گرفت نیروهای مختلف مجموعه سنگی را تحت تاثیرقرارمی دهند . مجموعه مزبور کمی تغییر شکل می دهد ولی با توجه به خاصیت پلاستیکی خود مقاومت می کند. دراین حال کشش های درونی در مجموعه مزبور متمرکز می شوند ، هنگامی که این نیرو خیلی زیاد شود و از آستانه مقاومت سنگ تجاوز کند سنگ شکسته شده وتنشها را آزاد می کند در این حالت دوطرف شکستگی دچار جابجائی شده تا حدی که نیروهای مزبور را خنثی نماید . این همان فرضیه پلاستیکی “ رِد ” است . البته غیراز شکست وجابجائی سنگها عواملی مثل فروریختن سقف غارهای زیرزمینی ، انفجارهای هسته ای ، انفجارهای آتشفشانی نیز می تواند ایجاد زلزله نمایدبه درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود می‌آید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انر‍ژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحکمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود. این شکستگی که اکثرا با جابجایی زمین اتفاق می‌افتد باعث خطرات و ایجاد لرزش زمین می‌شود که به آن زلزله گفته می‌شود.اما این انرژی از کجا می آید؟ برخی معتقدند که زمین از ورقه‌هایی تشکیل شده است که این ورقه‌ها با صفحاتی که در کنار هم قرار دارند به یکدیگر فشار وارد کرده و باعث می‌شوند که ورقه‌هایی که دارای وزن کمتری هستند به داخل زمین فرو روند (این پدیده در اصطلاح علمی فرو رانش صفحات گفته می‌شود). همچنین ممکن است که ورقه‌ها در کنار یکدیگر به هم فشرده شوند. در اثر فرو رانش و پایین رفتن صفحه به درون زمین و به دلیل افزایش فشار و دمای طبقات درونی ، ورقه شروع به گرم شدن و ذوب شدن می‌کند و مواد مذاب حاصله سبک شده و مجددا به سمت بالا حرکت کرده و فشاری را به طبقات مجاور وارد می‌کند.ترکیب این نیروها در درون زمین باعث ایجاد یک حالت عدم تعادل انرژی می‌شود، این وضعیت تا زمانی که طبقات فوقانی و سطحی زمین تحمل مقاومت در برابر آن را داشته باشند حفظ می‌گردد. اما زمانی که سنگها دیگر تحمل این فشارها را نداشته باشند، انرژی به یکباره آزاد می‌گردد و زلزله بوجود می‌آید. البته این بدان مفهوم نیست که تمامی زلزله‌ها بدین طریق ایجاد می‌شوند، بلکه می‌توان گفت بخش اصلی زمین لرزه‌ها ، با این فرضیه قابل توجیه است.

 

 برگرفته از تحقیق آقای محسن رضوانیان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 16:31  توسط رضا  | 

زلزله چیست؟

لرزش ناگهانی پوسته‌های جامد زمین ، زلزله یا زمین لرزه نامیده می‌شود. دلیل اصلی وقوع زلزله را می‌توان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی بوجود می‌آید و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت می‌کنند. به سطح شکستگی که توأم با جابجایی است، گسل گفته می‌شود. وقتی که سنگ شکسته می‌شود، مقدار انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انر‍ژی نهفته شده بوجود می‌آورد.بطوری که در ابتدا فشار و نیروهای درونی ممکن است باعث ایجاد یکسری لرزه‌های خفیف و کوچک در سنگها شود که پیش لرزه نامیده می‌شود. بعد از اینکه فشار درونی بر مقاومت سنگها غلبه کرد انرژی نهفته آزاد می‌گردد و زمین لرزه اصلی رخ می‌دهد، البته نباید از اثر لرزشهای کوچکی که بعد از زمین لرزه اصلی نیز اتفاق می‌افتد و به نام پس لرزه معروف هستند، چشم پوشی کرد. لرزه ، پیش لرزه ، لرزه اصلی و پس لرزه مجموعا یک زمین لرزه را نشان می‌دهند.باید توجه داشت که تمام زلزله‌ها با پیش لرزه‌ها همراه نیست و همچنین پیش لرزه را نمی‌توان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست، زیرا در بسیاری از موارد یک زلزله مخرب خود یک پیش لرزه فوق العاده مخربی بوده است که در تعقیب آن اتفاق افتاده است. همچنین در بسیاری از زمین لرزه‌ها زلزله اصلی بدون هیچ لرزه قبلی و یکباره اتفاق می‌افتند، زلزله‌هایی هم در اثر عوامل دیگر مثل ریزشها (مثلا ریزش سقف بخارهای آهکی و زمین لغزشها) و یا در بعضی موارد فعالیتهای آتشفشانی نیز بوجود می‌آید که مقدار و شدت آنها کمتر است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 16:20  توسط رضا  | 

من خیلی خوشحال بودم… من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم… والدینم خیلی كمكم كردند… دوستانم خیلی تشویقم كردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود… فقط یه چیز من رو یه كم نگران می كرد و اون هم خواهر نامزدم بود… اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود كه گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می كرد و باعث می شد كه من احساس راحتی نداشته باشم… یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست كه برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی… سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رك و راست به من گفت: اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….! من شوكه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم… اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این كار هستی بیا پیشم… وقتی كه داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم… یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشك آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی… ما خیلی خوشحالیم كه چنین دامادی داریم… ما هیچكس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا كنیم… به خانواده ما خوش اومدی..
نتیجهء اخلاقی: همیشه كیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 13:11  توسط آرمین  |